تبليغاتX
عاشق دل سوخته

عاشق دل سوخته

عاشقانه

عشقی جدا از معشوق

عشقی جدا از معشوق
 
روزی شیوانا پیر معرفت یکی از شاگردانش را دید که زانوی غم بغل گرفته و گوشه ای غمگین نشسته است. شیوانا نزد او رفت و جویای حالش شد. شاگرد لب به سخن گشود و ازبی وفایی یار صحبت کرد و اینکه دختر مورد علاقه اش به او جواب منفی داده و پیشنهاد ازدواج دیگری را پذیرفته است.
شاگرد گفت که سالهای متمادی عشق دختر را در قلب خود حفظ کرده بود و با رفتن دختر به خانه مرد دیگر او احساس می کند باید برای همیشه با عشقش خداحافظی کند.
شیوانا با تبسم گفت:" اما عشق تو به دخترک چه ربطی به او دارد؟"
شاگرد با حیرت گفت:" ولی اگر او نبود این عشق و شور و هیجان هم در وجود من نبود!!."
شیوانا با لبخند گفت:" چه کسی چنین گفته است. تو اهل دل و عشق ورزیدن هستی و به همین دلیل آتش عشق و شوریدگی دل تو را هدف قرار داده است. این ربطی به دخترک ندارد. هر کس دیگر هم جای دختر بود، تو این آتش عشق را به سمت او می فرستادی. بگذار دخترک برود! این عشق را به سوی دختر دیگری بفرست. مهم این است که شعله این عشق را در دلت خاموش نکنی. معشوق فرقی نمی کند چه کسی باشد! دخترک اگر رفت با رفتنش پیغام داد که لیاقت این آتش ارزشمند را ندارد. چه بهتر! بگذار او برود تا صاحب واقعی این شور و هیجان فرصت جلوه گری و ظهور یابد! به همین سادگی!"
 

 
زندگی گل زردی است به نام "غم" مروارید غلطانی است به نام "اشک" آینه ای شکسته است بنام "دل" و بلاخره فریاد بلندی است بنام :آه
 
دنیا در افق نظرگاه اهل یقین در عشق بی قرین خلاصه می شود که در طاعت یار جز به فضل ساحت مقدس دلدار نگنجد و ایمان به ماورا طبیعت و پنهانیهای پشت پرده خلقت پوشیدن قبای کمال بر قامت نیلگون یار است انچه در جهانی از معنا نگنجد در کمال عشق دلدار در سایه عشق یار جز زیر مجموعه ای بیش نیست ........................؟!
 
تنها بودم . تو رسیدی گفتی " ما " بشیم بهتره . دیگه تنها نبودم. اما بعد از مدتی سر قرار نیومدی . یه روز که داشتم دنبالت می گشتم به تنهای دیگری رسیدم .گفتم چرا تنهایی ؟ گفت : یارم نیومده . یکدفعه بلند شد و با خوشحالی گفت : اومد ! وقتی برگشتم تو را دیدم اری تو را دیدم

 
پس از مرگم نمی دانم چه خواهد شد
نمی خواهم بدانم کوزه گر از خاک اندامم چه خواهد ساخت
ولی بسیار مشتاقم که از خاک گلویم صوتکی سازد
گلویم صوتکی باشد به دست کودکی گستاخ و بازیگوش
و او یک ریز و پی در پی دم گرم خودش را در گلویم سخت بفشارد
و خواب خفتگان آشفته و آشفته تر سازد
تابدین سان بشکند در من سکوت مرگوارم را

+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم مهر 1387ساعت 12:40  توسط علی دانشور  | 

بنام حضرت عشق
 

عاشقانه ها
فصل بي پايان دل من
 
 
دلم هوای نوشتن کرده بود امروز

باد و بارانی بود اندرون دلم

و صدای چند کلاغ و جير جيرک

کاغذی و قلمی و کرور کرور دل برای نوشتن

خب ...
اين از اين تو که رفتی ومن را تنها گذاشتی اما تنها نيستم!!

برای که بنويسم حالا ؟
 
 
 
 

تازه برای کسی هم که بنويسم چه کسی ببرد برایش ؟

يادم آمد آدم برای خدا که چيز بنويسد بگذارد زير فرش خدا خودش بر می دارد

پر شدم از شوق برای نوشتن

دمر دراز کشيدم روی زمين و دستی زير چانه و دستی برروی کاغذ نوشتم
 
 
 
 
سلام محبوب من ...

چقدر تو صبح را قشنگ شروع می کنی

صدای خروس و کلاغ را که می پيچانی در هم و نسيم را که می وزانی بينشان آدم حالی به حالی
 می شود

هيچ دلبری نمی تواند مثل تو , همين اول صبح دل آدم را اينطور ببرد

خورشيد هم ناز می کند مثل خودت
 
 
 
 

آنقدر که دست می کشد بر سر و صورت آدم و داغش می کند با سر پنجه هايش.

تو هم دست می کشی بر دل آدم و عاشقش می کنی

معشوق صبور من ...

می فهمم که شب ها وقتی غرق می شوم توی خواب ,می آيی به پيشم

دستت را حس می کنم که روی پيشانی ام دانه های شبنم می کارد

رد بوسه ات هم می سوزاند لبم را تا صبح
 
 
 

مثل آتش داغی و مثل آب شفاف

اگر تو نبودی تو معنی نداشت

تو تمام توی منی

اگر می بينی چشمم به در می ماند

نه اينکه يادم رفته تو هستی

که می دانم هستی در کنارم
 
 
 
منتظرم کسی بيايد که ببيند چقدر تو هستی و برود

و بگويد کسی نيايد .

معبود من ...

اگر ديدی روز کسی در کنارم بود

خودت می دانی و می فهمی که به يقين تکه ای از تو را با خود داشته که رهايش نکردم

مگر نه اينکه تو در زيبايی ها يی

گل را اگر ببويم لذتم از بوی توست
 
 
 
مطلوب من ...

سرم را گاهی بگير بين بازوانت

نکند يادت برود که سخت نيازمند توام

من اگر يادم برود تقصير توست که يادم نمی اندازی

تو بايد مرا بارور کنی

از تمام خواستن هايم

تو خيلی خوبی

برای کسی که دوستت دارد

و برای کسی که يادش رفته دوستت دارد
 
 
مهربان من ...

می شود از اين به بعد بنويسم برايت؟

چرا نشود

راستی يادت نرود

آن تويی را که می گفتم تکه ای از تو را دارد ...

((  چون می دانی

گاهی حس می کنم خود تو خيلی بزرگی برای اينکه دوستت داشته باشم

يک توی کوچکتر را به من بده

تا به واسطه اش عشق بورزانم به تو  ))
 
 
 
 
تو چقدر مهربانی

مواظب خودت باش
نامه را تا کردم و سُراندم زير گوشه فرش
خدا خودش ياد دارد
کاش جوابش را بدهد
ندهد هم می دانم که می خواند
چقدر خوب است آدم کسی را داشته باشد که برايش چيز بنويسد
 
 

باز ساعت گذشته از نيمه

خواب می چسبد به آدم

خوابی با نفس های عميق ….

+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم مهر 1387ساعت 12:39  توسط علی دانشور  | 

احساس

عاشقترین ... ببار ای بارون ببار .. با دلم گریه کن خون ببار

من نمي دانم دل باران گرفته ات را چه شبنمي مداوا خواهد کرد و کدام عابر پياده براي غريبي چشمانت اشک خواهد ريخت.
اي باراني ترين اسمان ميفهمم حال پرستوهايت را و مي فهمم حرمت چشمان خيس شده ات را....
تا بفهمم احساسي را که پشت غريبانه ترين پرواز دستانت نقاشي کرده بودي...

وقتی که نگام به نگات خیره میشه دوست دارم زمان بایسته واسه همیشه ... چشمامونو ببندیم بریم تا ته رویا . اونجایی که هیچ وقت گلی پژمرده نمیشه . هر چی غم داری از دل نازکت بگیرم ... اگه اشک از چشات جاری بشه برات بمیرم ... دوست دارم سر روی شونه هام بذاری و برات بخونم ... یاد تو و عشق تو باشه ورد زبونم ... مهربونم ، آرزوی من بی تو محاله .. لحظه هام بی تو سواله ... بی تو مقصد خیلی دوره ... راه عشقم بی عبوره ..

گفتم که رفتنت يه روز قاب دلم رو مي شکنه گفتي که اين بخت تو بود تقدير تو شکستنه

هر وقت که بارون ميزنه تو رو کنارم مي بينم حس مي کنم پيش مني هنوزم عاشق ترينم

گفتم بمون اون روز مي ياد غصه هامون تموم ميشه گقتي اگه باهام باشي لحظه هامون حروم ميشه

هر وقت که بارون ميزنه تو رو کنارم مي بينم حس مي کنم پيشه مني هنوزم عاشق ترينم

وقتي رفتي همه دنيا رو سرم انگاري خراب شد و دلم شکست

ساز من زانويه غم بغل گرفت يه گوشه کز کرد گوشه ي اطاق نشست

هر وقت که بارون ميزنه تو رو کنارم مي بينم حس مي کنم پيشه مني هنوزم عاشق ترينم

هر وقت که بارون ميزنه تو رو کنارم مي بينم حس مي کنم پيشه مني هنوزم عاشق ترينم

از وقتي رفتي هيچ کسي هم درد و هم سازم نشد هيچ کسي حتي يه دفعه هم غصه ي سازم نشد

رفتي ولي بدون هنوز عاشقتم تا پاي جون دل بهاريم عاشق چه تو بهار چه تو خزون

 

هر وقت که بارون ميزنه تو رو کنارم مي بينم حس مي کنم پيشه مني هنوزم عاشق ترينم

هر وقت که بارون ميزنه تو رو کنارم مي بينم حس مي کنم پيشه مني هنوزم عاشق ترينم

يه کاري کردي به قلبم           که بدونت حتي مردن

سخته حتي بي تو خوبم          لذت از زندگي بردن

يه کاري کردي که از ياد         نميري حتي يه لحظه

درد عشقت کرده پيرم           اما باور کن مي ارزه

ديدن تو گرچه از دور             واسه من يه جور اميده

يه چيزي مثه يه جادو           که بهم رهايي ميده

اين مهمه که مي دونم           واسه من چقدر عزيزي

منکه جام عشق و دادم            چه بنوشي چه بريزي

پيشکشت همه نفسهام           نازنين خوبه هميشه

نيمي از تنم شدي تو          که ازم جدا نميشه

 

احساس

بسترم


صدف خالي يک تنهاي ست


و تو چون مرواريد


گردن آويز کسان دگري...

+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم مهر 1387ساعت 12:38  توسط علی دانشور  | 

بیو گرافی حسین تهی

بیو گرافی حسین تهی

تهی، ترانه هایش را سرشار از اشاره به "واقعيات تلخ اما خنده دار" زندگی می داند و بسياری از نوجوانان امروزی، با ضرباهنگ همين کنايه های تلخ و طنزآگين است که می خندند و می رقصند.

 
حسين تهی
  • متولد 6 بهمن 1364
  • دانشجوی مهندسی کامپيوتر
  • غذای مورد علاقه: قرمه سبزی
  • رنگ مورد علاقه: مشکی و سبز







حسين تهی که پنج سال پيش کار ترانه سازی و خواندن در سبک رپ را آغاز کرده است، کار خود را نه "تقليدی" از آنچه که در غرب بدان "موسيقی رپ" می گويند، که بيشتر وسيله ای برای "انرژی" دادن به شنونده از طريق"بيان مشکلات و معضلات مشترک" در زندگی روزمره تلقی می کند. 

از ديدگاه تهی ، "معضلات و مشکلات" هر آنچه که باشند ، از پيش و پا افتاده ترينشان همچون شکست های عشقی تا معضلات جدی تر همچون "فقر و بيکاری" می توانند از طريق ريتم های شاد موسيقی هيپ هاپ، با "اثر گذاری بيشتری" بازگو شوند.

اما توجه تهی به زندگی امروزی و مشکلات آن، او را نسبت به سنتها و رسمهای قديمی بی توجه نکرده است، دست کم اين چيزی است که خود با شوخی و کنايه می گويد. او درباره دلبستگی اش به نوروز باستانی، با همان طنز هميشگی اش گفت: "من با نوروز خيلی صميمی ام. اصلا دست می اندازم گردنش با هم بيرون می رويم  و حال می کنيم."
 
عيدی ما از سفره هفت سين به تهی، تخم مرغ رنگی بود. اما او انگار اميد دارد که آهنگهايش، هرچند هنوز زيرزمينی هستند و در بازار رسمی و کلان موسيقی جا نگرفته اند، روزی به "مرغ تخم طلا"ی او بدل شوند.

او با اشاره ای کنايه آميز به اين تخم مرغ رنگی گفت: "اميدوارم سال آينده آنقدر پول داشته باشم که به جای اينکه تخم مرغ رنگی عيدی بگيرم، تخم مرغ طلا عيدی بدهم."

از او در زمينه فعاليت های هنری اش در سالی که گذشت می پرسم که با رضايت پاسخ می دهد: "واقعا سال خوبی بود. هم از نظر کاری و هم از نظر زندگی خصوصی. گرچه تشخيص اينکه پيشرفت کرده ام يا نه، با مخاطبانم است ولی به نظر خودم پيشرفتم محسوس بوده و چندين کار متفاوت ضبط و منتشر کرده ام."
 
از آرزوهايش برای سال جديد می پرسم، می گويد: "بعد از سلامتی خودم و خانواده ام، اميدوارم بتوانم با دوست عزيزم (با تاکيد شديد بر عبارت دوست عزيز ) امير تتلو، کارهای مشترک زيادی ضبط و منتشر کنيم ، اما مهم ترين کار مشترکمان کليپ ويديويی است که در حال تمرين برای ضبط آن هستيم . در اين کليپ قصد داريم برای اولين بار يک در يک کار زير زمينی، از گروه رقصندگان استفاده کنيم."
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم مرداد 1387ساعت 13:36  توسط علی دانشور  | 

علی و یاس دوستدار همیشگی یاس

 

من و یاس

 

 توی این پست میخام براتون چند تا عکس تکی که من از یاس انداختم رو بزارم خودم هم میدونم که کیفیتش کمی پایین هستش ولی شما ببخشید.

 

 

توی این عکس یاس در حال نوشتن تکست آهنگ درکم کن برای من هست که تکست رو با خط خود یاس

دارم که براتون اسکن میکنم و میزارم توی وب .

www.021-yas.blogfa.com

ببخشید بی کیفیت در امد

 

این هم یک عکس زیبای دیگه از یاس برید حال کنید.

 

نظر یادت نشه!!!

سلام دوستان امروز براتون چند تا عکس جدید از یاس میزارم که تا به حال ندیدید.

مصاحبه و عکس جدید از یاس

سلام به همه بازدید کنندگان ناب ایرانی خصوصا طرفداران نازنین یاس

امروز براتون مصاحبه جدید از یاس می ذارم به همراه یک عکس:

Nasle-yas: شنیدیم یاسر قراره این بار با ۷ اهنگ بیاد تو بازار رپ و بترکونه. لطفا برامون بگو چی شد که به این نتیجه رسیدی با ۷ آهنگ بیای و دیگه تک اهنگ را از دوباره ادامه ندادی؟

ياس ::: قرار هست که همچین آلبومی را بدم ولی هنوز معلوم نیست که چه زمانی این کار را انجام بدم. ان شاالله سر وقتش و ان شاالله که باب میل شما باشه و از حمایت من همیشه راضی باشین با کارای جدید

Nasle-yas: یاسر الان در حال چه کاری هستی؟

ياس ::: والا من الان الان دبی هستم و واسه کارهایی اومدم که می دونم برای خودم و پرشین رپ خیلی مفیده و ما رو می بره بالا و ان شاالله هر وقت ۱۰۰ درصد بشه بهتون میگم.

Nasle-yas: اخرین سوال : از آلبوم جدیدت چند تاش را موفق به دریافت مجوز شدی؟ اصلا دنبالش رفتی؟

 

ياس ::: آلبوم جدیدا اصلا ربطی به اون اهنگ های مجاز نداره. اخه میدونی کلا یک اطلاعاتی هم را راجع به ارشاد و مجوز بدم. من وقتی که آهنگام را رکورد کنم بعدش باید چند تا ترک هم بذارم روش و بعدش بدم به ارشاد. و ماه ها و بعضی وقت ها هم به سال میکشه و اینه که اهنگ خوب مسلما قدیمی میشه. اینه که من نمی خوام آهنگا حیف بشه و دوست دارم که تازه هست بیاد و به دست هموطنانم برسه تا گوش کنند. ولی هنوز ۱۰۰ درصد مشخص نیست که چطوری پخشش کنم.

عاشقتم هموطن

ياس

مصاحبه با یاس

با سلام مجدد خدمت همگی دوستداران یاس من یک عذر خواهی به همه شماها بدهکارم چون چند روز نرسیدم آپ کنم خلاصه ببخشید .

خوب حالا بریم سر اصل مطلب امروز براتون کار وبلاگ رو با مصاحبه ای جدید از یاس شروع می کنم.

البته این رو هم بگم که منبعش هم www.yas-persian.blogfa.com هستش.


سلام

مصاحبه جدید و کوتاه با یاس که خیلی قشنگ می باشد. امیدوارم که لذت ببرید

 yas-persian در این چند وقت پر شده که می خواهید شما آلبوم بیرون بدید. صحت دارد؟

والا من قصدم این هست که یک آلبوم بدم و هنوز معلوم نیست که کی بیاد و زمانش هم بستگی به این داره که قرار باشه که با کی بخوام کار کنم و یا شاید هم خودم به تنهایی بخوام بدونه کمپانی بدم بیرون

yas-persian صحت دارد که اسم این آلبوم کوروش کبیر هست؟

نه اسمش همچین چیزی نیست

yas-persian در این چند وقت قصد ندارید آهنگی بدید بیرون؟

 انشا الله آهنگ جدیدم را هم به زودی می دم بیرون و انشاالله بابه میله هموطنانم باشه و خوششون بیاد.

yas-persian الان در تهران هستید؟

نه هم اکنون من در دبی هستم برای برنامه هایی که واسه آینده دارم.

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم مرداد 1387ساعت 13:35  توسط علی دانشور  | 

فلسطین

تصاويري اسفناك از تير خوردن به مغز يك فلسطيني و زنده ماندن وي










صحنه ی تیر خوردن یک فلسطینی



لازم به ذكر است كه اين تير جنگي نبوده است.

+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم مرداد 1387ساعت 18:31  توسط علی دانشور  | 

صلح تویی

صلح تویی

 

  درود!
برای این پست متن آهنگ صلح تویی از یاس رو به همراه لینک دانلود آن
و کلیپی از اجرای آن در کنسرت لندن قرار می دم. امیدوارم مورد قبول قرار بگیره

 یاس

«صلح تویی»

حالا منم و ورق روی ورق ، قلمِ
روی تنم ، عرقِ
توی سرم ، کلمه
توی دلم ‌‌ ، هدفِ
بذار برم به طرفِ
اون کسی که توی دنیا شده یه ملکه
بذار
بذار حالا دیگه بخونم از کسی که
هست دنیا واسه اون بدون مرز
کسی که سالها پیش داشته توان خاصی
به راستی توی زبان فارسی
حالا دیگه می‌دونن اینو مرد و زن‌ها
حتی خدایی که نداره المثنی
یهودی و مسیحی یا که هر مسلمان
یه سرباز واسه مرگ و سر باز
که صدبار اسمش رو تو تسبیح
من ذکر می‌کنم و می‌گم جلو تو تسلیم
شعرهایی که به صد زبون ترجمه شده
حالا واسه من، تو یه سنبل
دیگه می‌گذ‌ره از رفتن تو ۸۰۰ سال
ولی هنوزم الگو می‌گیرم از اشعار تو
رفتی ولی تو می‌دونی
که بزرگترین شاعر ما همه تویی رومی
تو ویرونی من و شرایط سخت من
تو با کلماتت به من گفتی تو می‌تونی
آره،
رفتی ولی تو می‌دونی
که بزرگترین شاعر همه ما تویی رومی
آره،
رفتی ولی تو می‌دونی
که بزرگترین شاعر همه ما تویی رومی
تو ویرونی من و شرایط سخت من
تو با کلماتت به من گفتی تو می‌تونی
روزهایی که نگرانم بار سخت،ِ بر دوش
با کلمات تو من می‌شم مست و مدهوش
می‌خونم اینو بدونی تا روزی که بمیرم
تک‌تک کلمات تو از یاد من نمی‌رن
پس وقتش ، اینو بدون
که یاس تا آخر عمر وفادار ، به تو
که اگه دیگه تو نباشی بگو چطور
که باز یاس داستان داره بدون تو، نه
این عشقی که تو دل من ، به توِ
که منو می‌بره به روی صحنه
دیگه بگم از اینکه مونده حالا یاس و یک بند
فرمول کلمات رو از تو یاد گرفتم
آره،
رفتی تو، ولی تو می‌دونی
که بزرگترین شاعر همه ما تویی رومی
تو ویرونی من و شرایط سخت من
تو با کلماتت به من گفتی تو می‌تونی
باید اینو بدونی که تو که کسی بودی که
که یکی یکی ِ کلمه‌هایی که توی دل تو بوده
و واسه من و خیلی‌کسایی که
شعرهای تو رو با دل و جون و وجود درونی می‌خونند
می‌دونن اینو که
تو یه الگوی جاودانه‌ای
واسه‌ی زمینی که باغ تو ای باغبان
این ، که منو به سوی تو می‌کشون
که تو چطور خودت رو تو دل این همه آدم‌هایی که
حتی کتابای تو رو به زبون خودشون ترجمه می‌کنن و
عشق‌و با کلماتت رو تجربه می‌کنن
اسمت‌و می‌خونن و می‌گن مولانا رومی
که توی فرهنگ صلح تو بالا بودی
یه رودی، یه رود زلال و شفاف
که منم همیشه دیگه دنبال حرفاش
چه جالب ، که این بوده ترس رومی
که اون متعلق باشه به یه مرز و بومی
حالا رومی رفته و باز دشمن زیاده
یه سری تانک سوارن، یه مشت هم پیاده
به خاک سپرده شده توی قونیه یک روز
منم می‌خوام باشم رومی امروز

یاس 2

+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم مرداد 1387ساعت 18:25  توسط علی دانشور  | 

“باید بتونیم”

درود دوستان
بعد از یه مدت کم کاری دوباره برگشتم.
برای این پست متن آهنگ (لیریک)” باید بتونیم” از یاس رو قرار میدم.
این آهنگ به نظر من یکی از قشنگ ترین کارهای یاس هستش.

باید بتونیم

“باید بتونیم”

هه  دلت گرفته،میفهمم
منم مثل توام بد جوری غرقم
باور کن منم مثل توام
ولی می دونی نباید نا امید بشیم
نه باور کن بدتر غرق میشیم
این اجازه رو به خودت نده نباید بزاری

نذاری که گره و گله
بره تو دلت و بره
بره که بگه به تو نمی تونی برسی بهش و
میگی بده به دل گله مند من امید و میگم بشنو اینو
حالا که یاس تو رو دید و امید و میدم و می دونم معضل تو
اینم می دونم حل میشه ، کمی حوصله کن
چرا تو خودتی نگاه می کنی به چی؟
منم مثل تو ندارم دیگه پولی به جیب
فکر میکنی فقط تو اسیر غم و غصه ای
بذار به تو نشون بدم همون پوستری
از بچه گرسنه که در حال مردنه و
یک لاشخور هست در انتظار خوردنش
یا نگاه کن به او سو که لازمه
بچه هایی که شدن دچار سوء هاضمه
یا منو ببین چرا راه دور بریم
برو از تاریکی ، همه چیو تو نور ببین
خیلیا سر خاک پدر ریختن اشک تمساح
بعد چهل به من نشون دادن خشم انسان
حالا جای اینکه بیان دست یتیم و بگیرن
می خوان ، من ، پست و ذلیل بمیرم
اونا دور زدن ، همه ی فرصتم
من ساده بودم ، اونا منو دور زدن
وقتی سخته در آوردن یه نون ساده
ههه ، منم و خرج یه خانواده

بذار مهمونت کنم من تورو یه جمله
دیدی که دلت میگیره تو غروب جمعه؟
وقتی که میشینم به مرور عمرم
میبینم هر روز من مثل غروب
جمعست و بنبست و میبینم رو به رو مه
طوری که آدم از ادامه دادن توبه کنه
زخم من نمی تونه بشه پانسمان
از تو خوردم اینم از شانس ما
یکی داره میگه که خودتو نباز مرد
برو دیگه بالای طبقه دوازده
نه اونقد داری مثل انصاری فضا بری
نه اونقد دزدی مثل شهرام جزایری
میدونی تیره روزی مثل سایه باز دنبالته
که ول کنی این زندگی رو
باز کن بالت و یاس
خودتو بکش و راحت کن
کارتو درسته و دیگه باید مرد
اما حسی میگه به این حرفا غلبه کن
به جاش تمام آهنگ و پر از کلمه کن و
قلمت و بردار و بگو که این دردا تورو
آماده میکنه واسه ی فردا
آره من با درد خراشیده شدم و
در عوض محکم و تراشیده شدم
این که چیزی نیس من دیدم از این بدتراش
پله های ترقیه واسم هر خراش

گرونمایه ترین تجربه ها نزد یاسه
که وایساده کنار تو با عزم راسخ
واضح واسه تو می خونه تا
بدونی یاس اومده بابته ویرونه ها
تو میدونی که مشکل تمومی نداره
نمیشه رو سرت افقی و عمودی نباره
این ماییم که با این دردا کنارآییم
وقت سختی صبر کن ، خشم و بزار پایین
تو دوراهی زندگی که راست چپه ، برو به راست ، اسم خدا باز رو لبت
هر اشتباهی واسه من و تو یه تجربه ، درسه ،
خدا نمی رسونه بار کج رو به منزل
پس به کسب تجربه از صمیم قلب
مثل درخت پر از میوه بشیم خمیده تر

باید اینو بدونیم که بدترین شرایط زندگی من و تو آرزوی یکی دیگس
آره آره
آره
دل همه ی ماها خونه ، ولی چه فایده برادر
باید رفت جلو ، باید رفت جلو
می تونیم برسیم ، آره می تونیم برسیم
می رسیم ، می رسیم
ما میرسیم بالا ، میریم بالا

باید بتونیم


 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم مرداد 1387ساعت 18:23  توسط علی دانشور  | 

متن آهنگ مرهم

متن آهنگ مرهم

درود دوستان.
اینم متن اهنگ (لیریک) مرهم از یاس که از کارای جدید و قشنگه یاس هستش.

مرهم

قلبم ميگه ميكروفون رو بردار
و تو بخون حالا از همه ي دردات
تا مرهم باشه واسه دل شكستت
تا نموني تو پاي گله و حسرت

هر وقت دلم ميگيره از همه قلم تو دستمه
مي نويسم از اين كه سر سبز بايد پاي دردا وايسم
تا برسم به فرداهاي روشن
قلبم ميگه ميكروفون رو بردار
و تو بخون حالا از همه ي دردات
تا مرهم باشه واسه دل شكستت
تا نموني تو پاي گله و حسرت

وقتشه كه ديگه بخونم و وقت ندم
بگم از روزايي كه زير برف يخ زدم
مقصدم كه به سمت كسب درامد
و حالا ديگه ازم رفته طراوت
تو پول در مياري و بعد سر كار
ميبيني جيب شده هم وزن پر كاه
فقط خودتي و دورو بر مشكل
اون وقت كيه كه تو رو بكنه ترو خشكت
آره اين روزا اوضاع اروم مشتي
فردا از سختيا تو بارون اشكي
روزي ميرسه كه بابا مامان پيرن
يا مثه پدر من از اين دنيا ميرن
حالا هفت ساله كه خاليم پشتم
خدا بوده باعث و باني رشدم
خيلي سخته ولي ميدونم اينو مي تونم

هر وقت دلم ميگيره از همه قلم تو دستمه
مي نويسم از اين كه سر سبز بايد پاي دردا وايسم
تا برسم به فرداهاي روشن
قلبم ميگه ميكروفون رو بردار
و تو بخون حالا از همه ي دردات
تا مرهم باشه واسه دل شكستت
تا نموني تو پاي گله و حسرت

وقتشه به تو بگم تو بدوني پس
يه حرفي كه مي خونم از درون قلب
تو سختيا چگونه من با يه كوه غم
رو قلبي كه ديگه شيكسته جلو برم
خسته و اسير درد تو مسير بعد
وقتي كه كسي نبود و رفيق من
سختي يه چيزي كه شد نصيب من
پس ديگه از اين به بعد بذار به تو بگم
عزم رو جزم ميكنم مثله سرباز
اينو بدونين كه نيستم قصه پرداز
پرواز مي كنم به سمت هدف
هه پس باخت كسي كه به حمله نرفت
تا حالا سرنوشت بوده يه داور بد
ولي دليل نميشه برسم آخر خط
حالا خيلي مونده ولي تخته گاز
جلو ميرم حالا با فكرو مغز باز
 

هر وقت دلم ميگيره از همه قلم تو دستمه
مي نويسم از اين كه سر سبز بايد پاي دردا وايسم
تا برسم به فرداهاي روشن
قلبم ميگه ميكروفون رو بردار
و تو بخون حالا از همه ي دردات
تا مرهم باشه واسه دل شكستت
تا نموني تو پاي گله و حسرت

+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم مرداد 1387ساعت 18:22  توسط علی دانشور  | 

تکس در دل یاس

در این پست متن آهنگ (لیریک)  درد دل از یاس رو قرار میدم،امیدوارم خوشتون بیاد

ميدوني يه حرفايى هست كه ممكن آدم روش نشه بزنه
ولی اگه تو دلت بمونه یه عقده میشه بیا با هم دردل کنیم
زنگ مدرسه خورد همه كتابو دفترو جمع كردن واسه ادامه رفتن
همه شاد از اینکه حالا برن خونه خوب چيزى نيست كه اونارو برنجونه
ولى خونه واسه من بود طور ديگه ياس داستانشو اگه بتونه ميگه
تودلم به همكلاسيام گفتم خوشبحالت هميشه اساس ماها بوده پشت وانت
تو بايد الان برى تكاليفو بنويسيو بعد بشيني به تماشاى تلويزيون
بابا سر شام به بچش بناز پس فردا تو سر حالى سر كلاس درس
ولى من نميخوام كه برم خونه واسه چى برم حالا كه دلم خونه
وقتى که دردا منو دوره کردن مثل طناب دار پیچیدن به دوره گردن

من خيلى تنهام تو دلم خيلى حرفا
مى خونم من از دردا بيا غمو از دلم بردار
ياس
میشینم فکر میکنم و به خودم میگم آیا داستان من بدتر نبود از بینوایان؟
قصه ى روز فرار ما به يه شهر مرزى توى اتاق بى چراغ يه شمع قرضى
تو خونه یى که از بیمارى مادر تب کرد پول دارو نبود یعنى باید صبر کرد؟
تا كى؟ كى به داد اين حس برسه؟
وجود من پر از درد و استرس
هر چى داد فرياد زدمو هر چى اشك انگار صدام مى پیچید به خودم بر مى گشت
تو خونه و خیابون حتى هنگام درس توى فكر اينكه فردا دم زندان قصر
چطور هشت ساعتو بکوب بشینم تا بابامو از پشت شيشه يك ربع ببينم
مهم نبود زندگى كنم با نون خشك مهم اينه كودكى منو قانون كشت
 نمیخواى بميرى شيرينى جون آدم دلبل من واسه ى زندگى خونوادمه خونواده یى که روز خوش نداشتن خواستن ولى دشمنا نذاشتن
نترس خدا تورو واسه درد انتخاب كنه چون اين دردا قبلآ روى ياس امتحان شده
واسه خدا بودم مثل موش آزمايشگاه نتيجها روبرو شده باز با اشكال
مشكلاتى كه ميخونم توى گوشه ی قلبم چونكه نميخوام دنبال سوژه بگردم
سوژه زندگيمه كه شدم يه سر ويران ولى مهم اينه هنوز هستم پسر ایران
آره كمر من زير اينبار خميده شد ولى قدرتى تو وجودم دميده شد
من به آیندهاى روشن اعتقاد دارم چونكه آيندها هم به من اعتماد دارن

من خيلى تنهام تو دلم خيلى حرفا
مى خونم من از دردا لبيا غمو از دلم بردار
من خيلى تنهام تو دلم خيلى حرفا
مى خونم من از دردا بيا غمو از دلم بردار متن آهنگ درد دل از یاس

+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم مرداد 1387ساعت 18:20  توسط علی دانشور  |