من نمي دانم دل باران گرفته ات را چه شبنمي مداوا خواهد کرد و کدام عابر پياده براي غريبي چشمانت اشک خواهد ريخت.
اي باراني ترين اسمان ميفهمم حال پرستوهايت را و مي فهمم حرمت چشمان خيس شده ات را....
تا بفهمم احساسي را که پشت غريبانه ترين پرواز دستانت نقاشي کرده بودي...

وقتی که نگام به نگات خیره میشه دوست دارم زمان بایسته واسه همیشه ... چشمامونو ببندیم بریم تا ته رویا . اونجایی که هیچ وقت گلی پژمرده نمیشه . هر چی غم داری از دل نازکت بگیرم ... اگه اشک از چشات جاری بشه برات بمیرم ... دوست دارم سر روی شونه هام بذاری و برات بخونم ... یاد تو و عشق تو باشه ورد زبونم ... مهربونم ، آرزوی من بی تو محاله .. لحظه هام بی تو سواله ... بی تو مقصد خیلی دوره ... راه عشقم بی عبوره ..

گفتم که رفتنت يه روز قاب دلم رو مي شکنه گفتي که اين بخت تو بود تقدير تو شکستنه
هر وقت که بارون ميزنه تو رو کنارم مي بينم حس مي کنم پيش مني هنوزم عاشق ترينم
گفتم بمون اون روز مي ياد غصه هامون تموم ميشه گقتي اگه باهام باشي لحظه هامون حروم ميشه
هر وقت که بارون ميزنه تو رو کنارم مي بينم حس مي کنم پيشه مني هنوزم عاشق ترينم
وقتي رفتي همه دنيا رو سرم انگاري خراب شد و دلم شکست
ساز من زانويه غم بغل گرفت يه گوشه کز کرد گوشه ي اطاق نشست
هر وقت که بارون ميزنه تو رو کنارم مي بينم حس مي کنم پيشه مني هنوزم عاشق ترينم
هر وقت که بارون ميزنه تو رو کنارم مي بينم حس مي کنم پيشه مني هنوزم عاشق ترينم
از وقتي رفتي هيچ کسي هم درد و هم سازم نشد هيچ کسي حتي يه دفعه هم غصه ي سازم نشد
رفتي ولي بدون هنوز عاشقتم تا پاي جون دل بهاريم عاشق چه تو بهار چه تو خزون
هر وقت که بارون ميزنه تو رو کنارم مي بينم حس مي کنم پيشه مني هنوزم عاشق ترينم
هر وقت که بارون ميزنه تو رو کنارم مي بينم حس مي کنم پيشه مني هنوزم عاشق ترينم


يه کاري کردي به قلبم که بدونت حتي مردن
سخته حتي بي تو خوبم لذت از زندگي بردن
يه کاري کردي که از ياد نميري حتي يه لحظه
درد عشقت کرده پيرم اما باور کن مي ارزه
ديدن تو گرچه از دور واسه من يه جور اميده
يه چيزي مثه يه جادو که بهم رهايي ميده
اين مهمه که مي دونم واسه من چقدر عزيزي
منکه جام عشق و دادم چه بنوشي چه بريزي
پيشکشت همه نفسهام نازنين خوبه هميشه
نيمي از تنم شدي تو که ازم جدا نميشه

احساس
بسترم
صدف خالي يک تنهاي ست
و تو چون مرواريد
گردن آويز کسان دگري...
